واپسین روزهای سال ۸۷ است. نو شدن و بیداری طبیعت در فصل بهار برای من شاید، یک انگیزه برای ماندن و ادامه دادن است در این روزها ایمیلی از یک دوست به من رسید که شامل یک شعر ازپابلو نرودا بود. این روزها بار ها آن را خوانده ام شاید در آغاز سال نو و نو شدن طبیعت خواندن آن برای دوستان جالب باشد.
به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر سفر نكني،
اگر كتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني،
به آرامي آغاز به مردن ميكني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر برده عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي…
اگر روزمرگي را تغيير ندهي
اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني،
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر از شور و حرارت،
اگر از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش
واميدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوري كني…
تو به آرامي آغاز به مردن ميكني
اگر هنگامي كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستي، آن
را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر وراي رويا نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يك بار در تمام زندگيات
وراي مصلحتانديشي بروي…
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن
شعر از: پابلو نرودا
مترجم: مرحوم شاملو
فرا رسیدن سال نورا به همه دوستان تبریک می گویم.

