تبليغاتX
سرمایه دل - جراحي فرهنگي( 2 )-- كار

در صحبت قبلم در خصوص جراحی فرهنگی در ایران اشاراتی بدانچه که ناهنجاری های فرهنگی نامیده می شود داشتم،  البته باید تاکید کنم آنچه من در این مختصر بدان می پردازم صرفا مقایسه ایست میان آنچه هست و آنچه باید باشد از دیدگاه خودم.  اینجانب نه سواد جامعه شناسی دارم ونه ادعای آنرا و این نظرات نيز بر اساس یک روش تحقیقی و متدولوژي علمی حاصل نشده است و تا حدود زیادی متاثر از تجربیات شخصی من است در این مبحث می خواهم به مقوله کار بپردازم. نگارنده از آنجا که دهقان زاده بوده و با مفهوم و مقوله کار از سنین پايين آشنایی دارم، متاسفانه شاهد این هستم که مردان و زنان ما در بسیاری از موارد آنگونه که شایسته است به انجام وظایف محوله نمی پردازند و به اصطلاح از کارشان می دزدند. و همواره این سوال برای من مطرح بوده كه، ايرانيان که در بیابانها با امکانات ابتدایی قنوات طویل و عمیق حفر می کرده اند و باغهایی زیبا در دل کویر احداث می نموده اند چگونه به ملتی تبدیل شده اند که در بسیار از منازل آن حتی یگ گل هم پرورش داده نمی شود.

  از سویی با یک نگاه گذرا در می یابیم که ادبیات ملی و میراث فرهنگی ما سرشار از مضامين و مفاهيميست که در آنها از کار و آفرینش تمجید شده و بیکاری و بیعاری سرزنش گردیده است، این مهم در بسیاری از اشعار شعرا، کتيبه ها و ضرب المثلها نمود روشنی دارد. و از سوی دیگر شاهد بهره وری نامناسب نیروی کار و تولیدات نامناسب در کشور می باشیم، من بسیاری کارفرمایان را دیده ام که برای انجام امورشان  اتباع بیگانه را استخدام نموده و به هموطنان خود اعتماد نمی کنند، هرچند بخش مهمی ازاین گرایش می تواند ناشی از نگاه سودجویی و بهره کشی باشد اما در یک نگاه دقیقتر متاسفانه مشاهده می شود که دلایل بیشتر و مهمتري در این امر مداخله دارند که عدم اهتمام جدی جوانان ایرانی به کار صادقانه و نداشتن تعهدات حرفه اي از آن جمله است متاسفانه در جامعه ما تقلب و كم كاري در بسياري موارد به نوعي مورد تشويق قرار ميگيرد. جالب اينكه بسیاری از مادران ايراني  هنگام دعای فرزندان، برایشان آرزوی ثروت بی زحمت می کنند! و بسیاری از خانواده ها راههای فرار از مسولیت اجتماعي را به فرزندان خود آموزش می دهند. يقينا ريشه كم كاري ايرانيان در فرهنگ ايراني نهفته است. بهره وری نیروی کار در ایران بسیار پایین بوده و افراد توجه زیادی به توسعه مهارتها و یا بهبود عملکردشان ندارند. وقتی عامل فرهنگ در کنار عواملی چون کمی دستمزد و یا پرداخت های ناعادلانه  قرار می گیرد، مساله شکل فاجعه به خود می گیرد. ايرانيان امروز به صورت بي سابقه اي متوقع شده اند آنان مايلند با كمترين زحمت بيشترين سود و منفعت را كسب نمايند و از آنجا كه ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي كمرنگ شده است، مساله قاچاق مواد مخدر، دزدي، خيانت در امانت، بهره كشي از كودكان و افراد طبقات ضعيف جامعه و فحشا به شكل وحشتناكي گسترش يافته است. من ديده ام مديراني كه سالها خدمت صادقانه نموده اند و از موقعيت شغلي خود سو استفاده ننموده اند، از نگاه كوته فكران متهم به بي عرضگي و ناتواني شده اند و چه بسا افرادي كه خون دل بينوايان جامعه را مي مكند، حرمت اجتماعي يافته اند.

نكته مهم اينكه منظور من در اين گفتار، افرادي كه به دلايل عديده اقتصادي و اجتماعي فاقد فرصت براي كار كردن  مي باشند، نيست و نيزمن منكر ابن نيستم كه كارگران جامعه در زير فشار كمرشكن هزينه هاي زندگي و نابرابريهاي اجتماعي قرار دارند. قصد من صرفا توجه به اين مساله است كه همه اين عوامل توجيهي براي هرچه بيشتر كار نكردن و گريز از مسوليتهاي اجتماعي شده است. نمونه افراد بي مسوليت در ميان معلمان، كارگران، روحانيون و اساتيد دانشگاهي، مديران، پزشكان و تمام افرادي كه به نوعي از كديمين و عرق جبين يا نيروي اندیشه، امرار معاش مي نمايند، وجود دارد و هر روزه بر تعدادشان افزوده مي گردد. نكته ديگر اينكه من قوياً موافق كار كردن و دادن مسووليت در سنين پايين مي باشم چراكه مقوله كار، مانند آموزش خواندن و نوشتن و آداب اجتماعي از موارديست كه ضرورت دارد از كودكي بدان پرداخته شود. لكن نبايد بهانه اي براي سو استفاده و بهره كشي از اطفال شود و اين مهم بايد با نظارت خانواده ها و با اهداف مشخص وبرنامه ريزي شده صورت پذيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 20:17  توسط علی نوروزی  |