احتمالا در اخبار و تحلیل ها دیده یا شنیده اید که کشور ما وارد یک دوره خشکسالی دیگر گردیده است گرمای زودرس چند روزه اخیر در اکثر نقاط کشور می تواند موید این امر باشد. یقینا امسال سال بسیار سختی برای دست اندر کاران بخش کشاورزی و غذایی کشور خواهد بود کاهش نزولات جوی و افت شدید ذخایر آبی در بیشتر نقاط کشور زنگ خطر جدی را به صدا در آورده است.هنوز خاطره خشکسالی چند سال پیش از اذهان محو نشده است که کشور در اوج مشکلات و کمبود منابع مالی مجبور به وارد کردن پنج میلیون تن گندم گردید. اما امسال عوامل طبیعی به با سوءتدبیر دولتمردان باعث شده که که نگرانی در خصوص تهیه غذای اصلی مردم ما یعنی نان بسیار جدی شود چرا که پیش بینی می شود تولید گندم در ایران بیش از ۵ میلیون تن کاهش یابد. من مجبورم برای توضیح مطلب گریزی به گذشته بزنم .
همانگونه که میدانید دولت نهم با اعلام اینکه در تولید گندم به خودکفایی پایدار رسیده ایم اقدام به برگزاری جشن خودکفایی گندم نمود . اما هشدارهای صاحبنظران مبنی بر تبلیغاتی بودن این موضوع در میان شادی و هلهله دولتیان هرگز شنیده نشد . من به طور خلاصه سه عاملی که باعث رشد تولیدگندم در سالهای اخیر گردیده را ذکر می کنم.
۱. در سالهای اخیر با اعمال سیاستهای نادرست در زمینه کشت محصولات کشاورزی شاهدجایگزین شدن کشت گندم به جای سایر محصولات استراتژیک از قبیل پنبه بوده ایم البته این امر اختصاص به دولت نهم ندارد و رویه نادرستی بوده که در سالهای اخیر نیز تشدید شده است. به عنوان مثال در استان گلستان که زمانی به سرزمین طلای سفید(پنبه) معروف بوده در حال حاضر به دلیل عدم برنامه ریزی درست، کشت پنبه تقریبا وجود ندارد و کشت گندم و برنج وجایگزین آن گردیده است با عنایت به این مطلب كه زندگی هزاران کارگر در گرو کشت پنبه بوده واكنون سالانه مبالغ قابل توجهی صرف واردات پنبه می گردد می توان تصور نمود که چه هزینه ای برای این موضوع پرداخت شده است.
۲.عامل دیگر افزایش سطح زیر کشت گندم دیم بوده است که در سالهای پرباران گذشته منجر به افزایش تولید گردیده است از آنجا که بخش عمده ای از اراضی کشت دیم سابقا مرتع و محل تعلیف دام بوده میتوان تصور نمود چه محدودیت های برای تولیدات دامی بوجود آمده است.من شخصا شاهد درگیریهای خونین عشایر و کشاورزان در برخی نقاط بوده ام.
۳. عامل سوم استفاده بی رویه از کود های شیمیایی برای افزایش تولید در واحد سطح بوده است در سالهای اخیر بنا به آمار موجود مصرف انواع کودهای شیمیایی ازته و فسفاته و کودهای مایع ماکرو و میکرودر مزارع رشد شدیدی داشته است با توجه به فشارهای اقتصادی بر زارعان و قطعه قطعه شدن اراضی بزرگ، کشت مداوم زمین بدون آیش بندی و رعایت تناوب غیر قابل اجتناب می نماید که منجر به فقر غذایی زمین هاو استفاده هرچه بیشتر از کود می گردد و لازم است در خصوص اثرات این استفاده بی رویه بر سلامت انسانها تحقیقات جدی به عمل آید.
جایی که نفت حل مشکل نمی کند!
ممکن است این ایده مطرح شود که با رشد در آمدهای نفتی می توان کاهش تولید را با افزایش واردات جبران نمود و جلوی مشکلات احتمالی را گرفت. اما زمانیکه گندمی برای خرید نباشد این مساله فاقد موضوعیت می باشد. شاید در اخبار، بروز بحرا ن نان در مصر را شنیده باشید بد نیست بدانید دولت مصر برای کنترل بحران، اداره تمام نانواییهای مصر را تحت نظارت ارتش در آورده است و جالب است بدانید مصریها هم از بی برنامگی ایرانیها بي نصیب نبوده اند،! ظاهرا دولت مصر در سال گذشته با پیش بینی مشکلات آتی از ایران درخواست خريد ۵۰۰ هزار تن گندم را نموده است که باپاسخ مثبت اولیه مواجه شده است. اما مقامات ایران پس از اینکه خطر خشکسالی ایران را جدی دیده اند مصریها را سر کار گذاشته اند!!! و حالا مصریها دست به دامان آمریکا شده اند.
عرضه گندم در بازار جهانی به دلیل بروز خشکسالی در کشور های تولید کننده عمده،از قبیل قزاقستان روسیه و آرژانتین با محدودیت جدی مواجه شده است، از سوی دیگر بروز بلایای طبیعی مانند سیل در برخي کشورها مانند چین و از طرفی افزایش مصرف غذا در این کشورها به دلیل افزایش نسبی رفاه اجتماعی به تقاضای جهانی دامن زده است به نحویکه فقط دو کشور چین و هند اقدام به پیش خرید سی میلیوتن تن گندم نموده اند که باعث بروز شوک در بازار شده است.
با توجه به شرایط پیشگفته قیمت جهانی گندم تا حدود ۶۰۰ دلار در هر تن بالا رفته است که هر کیلوحدود ۵۵۰ تومان می شود. و جالب اینجاست که دولت در سال زراعی جاری قیمت خريد هر کیلو گندم را ۲۸۰ تومان اعلام نموده است. با توجه به اینکه اکثر کشورهای همسایه ما با مشکلات دست به گریبان هستند، پیش بینی میشود با این سیاستگزاری ناشیانه شاهد جولان دلالان وقاچاقچيان موادغذایی در بازار گندم باشیم. بر اساس محاسبات اینجانب با توجه به قیمت جهانی گندم و سياستهای تعرفه ای این بخش، سودی معادل ۴۰۰تومان در هر کیلو برای قاچاقچیان قابل انتظار است که بسیار وسوسه کننده است. آیا به نظر شما اینطور نیست!!!
به تمام این عوامل باید فرهنگ نادرست مصرف نان در کشور را هم افزود. مطابق آمار رسمی میزان ضایعات نان در کشور حدود ۲۸ درصد کل تولید می باشد که معادل نیاز کشور در شرایط امسال برای واردات است. از طرفي به نظر میرسد سیاستهای دولت برای تولید نان صنعتی با عدم استقبال بخش خصوصی به شکست انجامیده است.
نکته قابل تاسف اینست که، برخی تصمیمات غلط و شتابزده در گذشته باعث تشدید بحرا ن کم آبی شده است به عنوان مثال با قطع گاز در زمستان، دولتمردان براي افزایش تولید برق، آب برخی از سدهای بزر گ را به داخل توربین ها رها کرده اند که منجر به کاهش شدید ذخایر آب گردیده است.
مواردی از این قبیل مسایلیست که جامعه ما باید تاوان آنهارا بپردازد با مرور جمیع جوانب، من به یاد گفتار زیبای حضرت رسول(ص) می افتم آنجا که می گويد:
"من از فقر برای امتم نمی ترسم آنچه از آن می ترسم سوتدبیر است"
