تبليغاتX
سرمایه دل - جراحی فرهنگی (1)

یکی از انگیزه های جدی من برای نوشتن در وبلاگستان طر ح مباحثی در خصوص ناهنجاریهای فرهنگی در محیط زندگی اجتماعی امروزمان بوده است. ملاک من برای اینکه چه چیزی هنجار تلقی می شود یا ناهنجار شناخته می شود، وجدان عمومی جامعه و اخلاق پذیرفته شده اجتماعیست. من مايلم حرفهايي كه چه بسا طرحشان در محافل باعث بروز سو تفاهمات جدي مي گردد، در اين دفتر مجازي مكتوب شود.

 ما ایرانیها مدعی هستیم که چون یکی از کهنترین تمدنها ی دنیا را پایه گذاری کرده ایم، افراد متمدنی هستیم. سرزمین ما خاستگاه آیین اهورایی بوده است و از نظر سیاسی زمانی بر نصف دنیا حکومت می کرده ایم. اولین قانون حقوق بشر را نوشته ایم و دعوت آخرین پیامبر را پذیرفته ایم. ظلم ستیز و دوستدار مظلومان بوده ایم. انسانهايي عطوف و مهربان كه هيچگونه نابرابري را بر نتابيده ايم. اسطوره های تاریخی ما همگی آزاد بوده اند و آزاده زیسته اند.در افسانه هاي مادربزرگهاي ما، هميشه خير بر شر پيروز شده است و جنايتكاران و خاينين مغضوب و مطرود بوده اند. 

 اما واقعيت موجود چيست؟ براستي ما چه اندازه با تصويري كه در ذهنمان و كتابهاي درسي از خودمان ساخته ايم فاصله داريم؟ به اعتقاد من، این گرفتار شدن در زنجیر گذشته گرایی ولو مشحون از حقيقت هم كه باشد باعث شده تا ما از شرایط ناگواري که در حال حاضر داریم غافل بمانیم. آمار وحشتناک اعتياد و جرایم اخلاقي، انبوه زندانیان با جرایم عجیب وغریب، بدبینی مزمن، مفرط و عمومی،نا بردباري و خشونت لجام گسیخته اجتماعی، تکروی و روحیه فردگرایی افراطی و عدم رعايت حقوق انسانهاي ديگردر عرصه هاي خانوادگي و عمومي مي تواند تلنگري باشد تا يك ترك و شكاف كوچك در اين ذهنيت زيبا و فريبا از "خود ايراني" ايجاد نمايد.براي تقريب به ذهن، كافيست نظري به فرهنگ رانندگي در كشورمان بياندازيم.

 ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه  دروغگويي در آن ساري و جاریست و چه بسا هنر زندگاني شمرده مي شود. حرمت وآبروی افراد به راحتی با انواع و اقسام اتهامات بی پايه و اساس به بازی گرفته می شود. حقوق ضعفا و ناتوانان در جامعه و محاکم براحتی پایمال می شود و فریاد اعتراضی از کسی شنیده نمی شود. زنان و دختران بسیاری در گوشه و کنار کشور در بدترین شرایط جسمی و رو حی در استثمار سنت هاي ايلي و قبيله ايند و تحت عنوان غیرت و حمیت، زشت ترین جنایتها رنگ و صبغه افتخار آمیز به خود می گیرند. کسانی در اين كشور به نام خدا بندگان خدا را به خدمت شیطان می برند و با توجیهات سخیف و خرافی از مذهب دنیا را به جهنم زندگان تبدیل کرده اند. سیاستمدارانی که مسكن و آرامبخش تمامی عقده هاي ناگشوده و اميال شيطانيشان را در بیت المال مسلمين می بینند و چشمان تنگشان تاب دیدن هیچ نگاه مخالفی را ندارد و تجربه های مداوم اجتماعی و سیاسی در اين كشور علی الخصوص در یکصد ساله گذشته در سیکل معیوب آرمانگرایی افراطی و منفعت گرایی تفریطی گرفتار  بوده است.  ادبيات نژادپرستانه و قوم گرايانه براحتي در آن تقديس مي شود. احترام بزرگان از ميان رفته است و انسانهای کوچک در مصدر امور بزرگ قرار گرفته اند و انسانهای بزرگ در دایره تنگ وتاریک تنگ نظریهای بزرگنمایان خوار و خفيف  شده اند.در زمانه ما مردمان پرخاشگر موعظه رحمت مي كنند و محبت وسيله اي براي كسب منفعت شده است.

الحق كه مردم ما بازیگران خوبی هستند همه آنها می توانند در شرایط متفاوت نقشهای متناسب ایفا نمایند مشروط به اينکه منافعشان ایجاب نماید. چند چهرگي مختصه بارز فرهنگ ايراني شده است ودر منازل و محافل به صورت رسمي و غير رسمي تبليغ مي گردد.  ایران امروز ما در  منجلاب خودخواهیهای افراطی مردمانش دست وپا می زند . و بسان بيماري در حال احتضار است كه جراحي آخرين اميد براي نجات آنست. من دراينجا تاكيد ميكنم كه منظور من از جراحي ابدا تحركات سياسي انقلابي يا رفتارهاي احساسي و بي برنامه اجتماعي نيست كه آنها را نيز از عوارض اين بيماري حاد  مي دانم.اين مهم بايد به دست كساني صورت پذيرد كه هنوز آلوده سياست نشده اند و سر سفره مذهب غذايي نخورده اند كساني كه حرمت انسان برايشان اهميت دارد و قلبشان براي سلامت فرهنگ اين سرزمين مي تپد. كساني كه نگاه به آينده دارند و به گذشته صرفا به عنوان چراغ راه آينده مي نگرند. مردان و زناني با اراده هاي پولادين كه واقعا به سربلندي نوع بشر به معناي عام و سرافرازي ايرانيان به صورت خاص بيانديشند. واز سرمايه هاي باقيمانده فرهنگي براي رسيدن به قدرت و فريب مردمان بهره نجويند. يقينا نقش عالمان آزاده ديني و دانشگاهي در به صدا در آوردن زنگهاي خطر و پالايش و پيرايش فرهنگ ايران بسيار برجسته و جدي خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:35  توسط علی نوروزی  |